شعر زیبای شیر و پشه
پشه ای گردان چو گردی در فضا
پشت یال شیری افتاد از قضا
بس که آن ناچیز خودبینیش بود
پیش خود بر شیر سنگینیش بود
لحظه ای نگذشته با شیر کلان
گفت آن مسکین لاغر کای فلان :
گر تو را بر یال سنگینیم ما
بازگو تا بیش ننشینیم ما
شیر گفت از این زمان تا هر زمان
هر کجایی ، هرچه می خواهی ، بمان
گر نه خود گفتی بیالم جسته ای
من ندانستم کجا بنشسته ای
پشت یال شیری افتاد از قضا
بس که آن ناچیز خودبینیش بود
پیش خود بر شیر سنگینیش بود
لحظه ای نگذشته با شیر کلان
گفت آن مسکین لاغر کای فلان :
گر تو را بر یال سنگینیم ما
بازگو تا بیش ننشینیم ما
شیر گفت از این زمان تا هر زمان
هر کجایی ، هرچه می خواهی ، بمان
گر نه خود گفتی بیالم جسته ای
من ندانستم کجا بنشسته ای
سلام الکم خوبین انشاالله؟؟؟
این شعر بسیار زیبا رو منظور اینکه بعضی ها خودشونو مهم میدونن برای بعضی دگر، ولی بعضی دیگر اصلا براشون مهم نیست، گرفتین یا بشکافم مسئله رو؟؟
وقت جواب دادن به نظرات نیست دیگه خب ، اذیتم نکنید، این شعررو فعلا داشته باشید تا بعدا انشاالله وقت شد نظراتو تایید مینمایم
بخ بخ یه فکری به مغز مبارک ماشاالله عبور کردندی و اینکه نظرات بی پاسخ تایید میشن
و اونایی که گفتن آپن "اگر شد" بعدا میام
+راستی امشب مسجد محل خلبان 12 بهمن هواپیمای امام(ره) که امام دستاشو میگیره از پله ها میاد پایین رو آوردن
دعا یادتون نره باشه ؟؟ ماشاالله
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:37 توسط میثم
|
اول اینکه هر سوال و راهنمایی و مشاوره ازم خواستید ، بپرسید