دهکده ی آرامش

خداميگن:هرگرفتاری بشمارسد،بخاطراعمالی است كه انجام داده ايدوبسياری رانيزعفو ميكند(شوری30

 و هر كس گناهى مرتكب شود فقط آن را به زيان خود مرتكب شده و خدا همواره داناى سنجيده ‏كار است (111 سوره نساء)

خدا عشق رو تو دل همسر میذاره [همسرانی آفرید تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد(21 روم) ]و یعنی عشق پاک ، ولی ارتباط دو نامحرم تو خالیه و این یعنی ،  عشق تلخ


کسانی که دوس پسر/دختر دارن هیچوخ... (ادامه مطلب..)
*نظرای پست ثابت بسته!

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 23:43 ] [ میثم ]

[ ]

هدیه ی دهکده ی آرامش به بازدیدکنندگان

نام فایل نوع فرمت اندازه حجم برای لینک
آرامش تصویری mp4 320*240 16,5m مبایل+کام دانلود
آرامش تصویری 3gp 176*144 3,5m مبایل دانلود

دانلود فایل ها بر اساس تاریخ در ادامه مطلب                      لطفا تو نظر سنجی هم شرکت کنید

گزینه هاش کامل نیست ولی شما مهمترین یا فراگیر بقیه رو بزنید

درخواست لینک نفرمائید، باژه؟


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 23:42 ] [ میثم ]

[ ]

سلام

خوبین دوستانم؟

اول از اینکه قدم رنجه کردین و به تولدم اومدن ممنونتونم

 

این عکس رو چند ماه پیش تو حیاط حرم امام رضا (ع) گرفتم ماشاءالله

میثم غلامی

 

ماشاالله

 

 

زیاد سخت نمیگیرم تو نوشتن و خلاصه و در هم بگم و رد شد اتفاقات خاص زندگیم رو ماشاالله

 

 تولدم مبارک باشهههه، نه باشه نه،  تولدم مبارک باژژژژژژژژههه

  اول بچگیم بگم که من شیر مادر نخوردم و دوس نداژتم و با شیر خرس چی ببخشید شیر خشک بزرگ شدم

 

 دندون خیلی از بچه ها اول دو دندون از پایین در میارن و من ماشاالله دندون از بالا در آوردم

 

 خونواده هم نذری گفتن که یه جارو بذارن مسجد که فکر کنم هنو نگذاشتن :|    (یه عمه! دارم بلدی از این شکلکا":|" بذاره به من نمیگه خط صاف کجای کیبورده

 

 

 

 تو بچگیم حدود راهنمایی بودم پسرعموم 100 تومن پول داد برم مغازه 100 متر پایین تر گندم بخرم تو راه کنار مغازه جوشکاری حواسم به سمت چپ و کنارم بود و یهو سرمو برگردوندم لب بالاییم خورد به آهنی که بیرون اومده بودم پاره کرد و رفتم 4-5 بخیه زدم

 

 

 

زن دکتر بی حسی نزد انگا داشت جوراب شوهرشو میدوخت. انگا چون بی حسی میزد شکل لبم خراب میشد و واس این بی حس نکرد، اگه اینطور دمش گردم ماشاالله

 

 

 

 تو انگا سوم دبیرستان هوا بارون بود و داشتیم تو مدرسه فوتبال میکردیم

 

 

 

کنار مدرسه سیمانش صاف بود و توپ رفت سمت کنار و دوستم پشتشو کرد به من و خودم بهش و سر خوردم چند متر کشیده شدم و ترمز کردم .....

 

 

 

ترمز کردم سرم خورد به زمین کنج ابروم 5 بخیه خورد

 

 

 

به دوستان همسایه گفته بودم کیفمو بدن خونمون ولی چون میترسیدن جواب بدن ندادن

 

 

 

بردنم بیمارستان و انگا بی حسی زدن و بخیه

 

 

 

رفتم خونه ز زدم و مادرم اومد سر پنرجه گفتم درو باز کن گفت شما؟؟ سرم چسب و بخیه داشت نشناختن

 

دوستم میترسید خونوادم بیان مدرسه به حسابش برسن و دعواش کنن و من با معرفتی کردم ماشاالله نگفتم مقصر بوده

 

 

 

 تو اولای خدمت بعد از آموزشی که اصفهان بودم پامو کردم تو پوتین عقرب پامو نیش زد و فوری در آوردم

 

 

 

با یک تویوتا بردنم یگان، تویوتا عوض شدن و سوار تویوتا افسر نگهبان شدم، بعد بردن بهداری انرژی هسته ای (همون حق مسلم آره آره) سرم وصل کردن، یکی عطسه کرد دکتر با سرعت اومد گفت تو بودی؟ گفتم نه عموجان، گفت خیالم راحت شد( به این مضمون)

 

 

 

تو آمبولانش دومی وسطاش انگا مسش رسیده بود به کلیه م و آژیرشو روشن کرد

 

 

 

اونجا رفتم دکتر پامو تیغ زد و خونشو یا سمشو ریخت بیرون با فشار، خیلی درد داشت و چشام بسته بود

 

 

 

 در تاریخ 21 خرداد 86 میخواستم نماز مغرب بخونم و آستین بالا زدم اسلحه چک کنم بدم خدمه در حال چک کردن دستم تیر خورد

 

 

 

جزئیاتش تو این پست، کلیک کنید

 

 

 

خدا عمه ی مسئولین رو بیامرزه چون فامیلشون نبودم و پول نداشتم حقمو ندادن و تو منطقه ی عملیاتی انرژی هسته واسم سهل انگاری زدن و حق جانبازی بهم ندادن

 

 

 

من متاسفم واس خودم و ایران با همچین مسئولان کثیفی که اسم اسلام رو خراب کردن در ذهن بعضی ها ( با عرض احترام نسبت کسانی که واقعا در ادارجات خدا عوضشون بده دارن کار میکنن که آدم احساس برادری میکنه نسبت بهشون که حیف کمن، خیلی کم) ماشاالله

 

 

 

  من چند سال اول اس هام "خ" مینوشتم یعنی شروع اس هامم با خدا باشه ماشاالله

 

 

 

هر کسی اولین اس از من دریافت میکرد میگفت خ یعنی چی؟؟

 

 

 

 قبله طرف ما سمت جنوب میخوندم و من خونه ی عموم نقشه جهان دیدم قبله سمت جنوب شرقیه و زین پس قبلم شد جنوب شرقی

 

 

 

بعد سرزنش تو فامیل شروع شد که قبله کج و مثل سنی ها میخونی (با احترام به سنی های عزیز) و اینکه طرف بندر ترکمن دانشگاه میری مثل اونا شدی

 

 

 

میگفتم پدرانمون همیشه به این سمت میخوندن و ... ( مثل آیه ی قرآن که بت پرستی رو میگفتن دین پدر واجدادمون و اینا..)

 

 

 

بعد 5-6 سال نزدیکای خونمون مسجد زدن به سمت قبله ی من

 

 

 

همه کم آوردن شدن به سلامتی

 

 

 

اینقد سرزنشم میکردن که خستم کرده بودن و .. ولی بخاطر خدا، فقط بخار خدا ماشاالله همون قبله ی واقعی خدا نماز میخوندم و حرفشونو به لطف خدا قبول نکردم

 

 

 

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

 

 

 

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور ماشاالله

 

 

 

جالب اینجاست سختشون بود باز عوض کنن، حتی با مدرک مسجد

 

 

 

پیامبر میدونم چقد سختت بود بت پرستا رو به دین حق هدیات کنی(نعوذ بالله مثال پیامبر نشه رو من، من کجا)

 

 

 

یه بار فوتسال رفتیم وقت گرفتیم با فامیلان، سه تیم بودیم و تیم ما بیرون بود من داور واستادم

 

 

 

حوصلم سر رفت از خدا خواستم یه تصمیم جنجالی بگیرم

 

 

 

انگا دو دقه نشد ناخواسته تصمیمم جنجالی شد و کلا فوتبال تعطیل شد و رفتیم خونه

 

 

 

خدایا دمت گرم ولی اگر دعام عاقبت خوشی نداره اجابت نکن آمین ماشاالله

 

 

 

 دو سه سال پیش در شرایطی قرار گرفتم که یک شیطان بهم بهم پیشنهاد داده شد و همه چی آماده بود و خونه خالی از طرف خودش و دختر هرزه هم از طرف خودش و من فقط برم

 

 

 

فقط و فقط به لطف و کمک خدا نرفتم و فقط بخاطر ترس از خدا باعث شدم نرم

 

 

 

نماز و عبادتمو آروم تر و خالصانه تر ماشاالله و بیشتر گرفتم تا وسوسه ی شیطون ازم دور شه و خدا دستامو بگیره و بخاطر ساعتی لذت گناه دین و ایمون خودمو و خدامو به شیطون نفروشم و الان حسرت گناهمو نخورم

 

 

 

خدایا بی نهایت شکرت ماشاءالله

 

 

 

و ماشاالله فکر میکنم یک دلیل لطف خدا به من و به لطفش و ان شاالله هوامو داره این بود که به لطفش این گناه رو انجام ندادم

 

 

 

خدایا هیچ وقت تنهام نذار و امتحانهای سخت ازم نگیر آمین

 

 

 

ماشاءالله

 

 

 

چند باری هم پیش اومد پیشنهادهای غیر مستقم بهم میدادن که فلان کار کثیف رو بکن

 

 

 

خداروشکر تنهام نذار آمین

 

 حضرت یوسف یا ابن سیرین نیستم ولی .. ماشاءالله

 

این خداست که می ماند ، نه لذتهای زودگذر گناه . ماشاءالله

 

 

 

و در آخر از اتفاقات خاص زندگیم اینکه چیزی که زیاد در موردم میگفتن این بود میثم با همه فرق داره

 

 ♥ من خداروشکر راضی أم از خودم ماشاالله ولی میتونستم خیلی بهتر از این باشم و خیلی عاشقانه و خالصانه تر بندگی کنم و خیلی بیشتراز جوونیم استفاده کنم

ان شاالله خدا کمک کنه در ادامه راه خوب پیش برم و با شناخت بهتر از خدا و دنیا وقتی روز حسرت رسید حسرت تنبلی و بیکاریمو نخورم ماشاالله

 

ماشاالله

 

 

 

 

 + از جشن تولد آبجی زهرا ممنونم

خیلی خوشحال شدم از کارش، ان شاالله خوشبخت شه آمین

 

ان شاالله همه و من خوشبخت شیم آمین

 

میثم غلامی

 

میثم غلامی

 

اللهمصلعلیمحمدو آل محمد آسون زود عجلفرجهم آمین

 


برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز, خدا, شیطنت های مردی که من باشم, بهترین مطالب و نوشته های خنده دار

[ پنجشنبه 27 شهریور1393 ] [ 19:30 ] [ میثم ]

[ ]

این کلیپ شوخی کردم از فیلم شوخی کردم برش کردم در مورد ماهواره س

جالبه

کلیک کنید دانلود شه


برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز

[ پنجشنبه 27 شهریور1393 ] [ 8:15 ] [ میثم ]

[ ]

تولد تولد تولدت مبارک....

 

تولدت مبارک داداش میثم...

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

الهی جاده زندگیت هموار

 

آسمان چشمانت صاف و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشد

 

و هیچ وقت از دنیا خسته نباشی . . .

 

تولدت مبارک. . . .

 

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

نمیدونم چند سالت میشه ولی فکر کنم ۲۷ ساله بشی...

تولدسالگیت مبارک....

 

 

+ماشاءالله

 

میلادت ای دوست مبارک باشد

 

پیوسته دلت شاد سعادت باشد

 

هر سبزۀ سبز رنگ بهارت باشد

 

راهـت سپید راه عــدالـت باشد

 

چـــشـــم شــادی نگارت باشد

 

ایــــــزد پـشـت و پـناهت باشد

 

میلادت ای دوست مبارک باشد

 

دلـشاد ازین اهل جماعت باشد . . .

 

 

محصل

 ببخشید داداش. . .

هدیه دیگه ای نمی تونستم برات آماده کنم. . .

امیدوارم خوشت اومده باشه. . .

این گلها تقدیم به داداش میثم. . .

 

 

خب دیگه. . .

با آرزوی موفقیت و شادی روز افزون برای داداش میثم و همه ی شما دوستان عزیز. .

خدانگهدار همتون. . .

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه 24 شهریور1393 ] [ 23:23 ] [ زهرا ]

[ ]

خداروشکر ایران با باخت امریکا تونست جزو شش تیم برتر شه خداروشکر عزیزم ماشاالله

[ یکشنبه 23 شهریور1393 ] [ 23:58 ] [ میثم ]

[ ]

آدمای پاک افرادی هستند که وقتی راه می روند انگا تمام کائنات پیش روی او خم می شوند

 

آدمای پاک افرادی هستند که زمین و زمان را در جیب کاپشنشان می گذارند و راه می روند

 

آدمای پاک افرادی هستند که هزار دل را همراه خود می برند بی آنکه برای خودشان مهم باشد

 

آدمای پاک افرادی هستند که زمین طاقت سنگینی قدمهایشان را ندارد

 

آدمای پاک افرادی هستند که در ماوراء سیر می کنند

 

آدمای پاک افرادی هستند که از مسخره شدن توسط دیگران لبخند میزنن

 

آدمای پاک افرادی هستند که دل و جانشان را وجود خدا پر کرده ، آنقد که آدمها در نگاهشان دیده نمی شوند

 

آدمای پاک افرادی هستند که در دلشان مانند دیگر افراد تشویش و اضطراب وجود ندارد چون کاری! نکرده اند

 

آدمای پاک افرادی هستند که چشمشان فردا را میبیند

 

آدمای پاک افرادی هستند که می گویند ماشاءالله (منظورم خودم نیستم) یعنی هیچ قدرتی نیست جز خدا

 

ماشاءالله

 

آدمای پاک افرادی هستند که به خدا اعتماد دارند سختی عبادت را به مانند داروی تلخ از دکتر نوش جان میکنند و لذت می برند

 

آدمای پاک افرادی هستند که آرامش دارند ماشاءالله

 

آدمای پاک افرادی هستند که هم با خدا حرف میزنند(نماز) هم خدا باهاشون حرف می زند (قرآن) و با دل و جان گوش میدهند

 

آدمای پاک افرادی هستند که می دانند آن چیزی را که دیگران نمی دانند!

 

ماشاالله


برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز, خدا, حدیث های ناب

[ یکشنبه 23 شهریور1393 ] [ 18:50 ] [ میثم ]

[ ]

کی ها بازی دیشب با لهستان رو دیدن؟؟

 

واقعا از بهترین روزای ورزشی ایران بود

در حالی که دو ست رو باخته بود و لهستان وحشیانه بازی میکرد و حرفه ای متیاز جمع میکرد

در ست سوم و چهارم بردیم

در ست پنجم هر جلو بودیم واس یه خطا پا روی خط یک سوم جلوی خطا دادیم و همین شد و چند امتیاز پشش هم آوردن و باختیم

یک باخت تلخ

اگر سه صفر می باختیم اینقدر تلخ نبود

ان شاالله حکمتی بوده باشه و بخاطر یک امتیازی که از دوس بردیم گرفتیم به لطف خدا بتونیم به مرحله ی بعدی صعود کنیم

دیشب از حرف از باخت آمریکا نزدن اگر خدا بخواد آرژانتین میتونه امریکا رو ببره آمین

ماشاالله

[ یکشنبه 23 شهریور1393 ] [ 8:48 ] [ میثم ]

[ ]

 

 

 

تنها باز مانده از یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد،

با بی قراری به در گاه خداوند دعا می کرد تا او را نجات بخشد ، ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ جیز به چشم نمی آمد.

سر آخر نا امید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش بهتر محافظت نماید ، روزی پس از آنکه از جست و جوی غذا باز گشت ، خانه کوچکش را در آتش یافت ، دود به آسمان رفته بود ، اندوهگین فریاد زد:"خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟"

صبح روز بعد با صدای  یک کشتی که به جزیره نزدیک می شد از خواب برخاست .کشتی می آمد تا اورا نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید:"چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟"

آنها در جواب گفتند:"ما علامت دودی را که فرستادی دیدیم."

آسان می توان دلسرد شد هنگامی که به نظر می رسد کار ها به خوبی پیش نمی روند،

اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در کار و زندگی ماست ،حتی در میان درد و رنج.

دفعه ی اینده که کلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید که آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 23:54 ] [ زهرا ]

[ ]