دهکده ی آرامش

خداميگن:هرگرفتاری بشمارسد،بخاطراعمالی است كه انجام داده ايدوبسياری رانيزعفو ميكند(شوری30

و هر كس از ياد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شيطانى مى گماريم تا براى وى دمسازى باشد (36 سوره ی زخرف

 و هر كس گناهى مرتكب شود فقط آن را به زيان خود مرتكب شده و خدا همواره داناى سنجيده ‏كار است (111 سوره نساء)

خدا عشق رو تو دل همسر میذاره [همسرانی آفرید تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد(21 روم) ]و یعنی عشق پاک ، ولی ارتباط دو نامحرم تو خالیه و این یعنی ،  عشق تلخ


کسانی که دوس پسر/دختر دارن هیچوخ... (ادامه مطلب..)
*نظرای پست ثابت بسته!


ادامه مطلب
+ ◄ چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت 23:43 توسط میثم |


زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد، زیبایی بدنش را نشان نمی دهد..شهید استاد مطهری

هدیه ی دهکده ی آرامش به بازدیدکنندگان

نام فایل نوع فرمت اندازه حجم برای لینک
آرامش تصویری mp4 320*240 16,5m مبایل+کام دانلود
آرامش تصویری 3gp 176*144 3,5m مبایل دانلود

دانلود فایل ها بر اساس تاریخ در ادامه مطلب                      لطفا تو نظر سنجی هم شرکت کنید

گزینه هاش کامل نیست ولی شما مهمترین یا فراگیر بقیه رو بزنید

درخواست لینک نفرمائید، باژه؟



ادامه مطلب
+ ◄ چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت 23:42 توسط میثم


زنان باخته ، بی حجاب ها زندگیشونو باختن، ماشاالله

چند دقیقه ی پیش بودم بازار

زنانی رو دیدم که خودشو به زندگی، به آخرت باختن

یه موجود دو پا هستن که راه میرن

فکر میکنن کسانی که نیگاشون میکنه میگه به به چه خانوم با شخصیت زیبایی؟؟

یا میگه جووووووونم و تو خیالش باهاش سکس میکنه؟؟!

آدم اینقد بی ارزش

زنان کشورهای خارجی بی حجاب هستن ولی این لزج و نچسب و حال بهم زن نیستن

ماشاالله

خدایا ذره ای امید هست کمک کن

الهم عجل لویلک الفرج آسون آمین



برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ چهارشنبه 29 مرداد1393 ساعت 21:40 توسط میثم |


بدهکاری به میثم

کسی به من بدهکاره بیاد بده

یا حداقل زیرش نزنه و بی خیالش نباشه

چون ماشاالله

فرامرز 10 هزار تومن بدهکاریشو به من گفت نمیدم( چون من گفتم از پسرعمم ببازم 10 تومن رو بی حساب، من خودمو چندتا گل به خودی زدم و .. فلان فلان و بعد میگه چون گفتی نمیدم هرگز

بهشم گفتم بیشتر از دست میدی ولی گوش نکرد

بعد از چند روز دو بار پولشو ده تومن پونزه تومن گم کرد

 

اتفاق دوم خداروشکر انگا شایعه بود و من انگا الان ضایع ژدم 47422_damagh.gif

در کل شنیدی میگن از آه کسانی که غیر از خدا کسی رو ندارن بترسین؟

 

اینقد پول ارزش جواب دادن نداره

خدا هست میگیره

همینکه راضی نباشم پولمو خدا جواب میده ماشاالله

مرسی خدا که به من گناهکار لطف داری

ماشاالله



برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ دوشنبه 27 مرداد1393 ساعت 18:5 توسط میثم |


سفرنامه سفر زیارتی سیاحتی شیخ نور پچت

جلسه ی این ماه صندوق غلامی ها در منزل عمویی که در غریب محله زندگی میکند بود، رسول عمو

بعد تصمیم گرفتیم ما که به سمت روستا می رویم یه جای تفریحی زیارتی برویم که شد بریم امامزاده نورالدین روستای پچت (pachet)

از غروب پنجنشبه تا غروب جمعه

اتفاقات جالبی افتاد... برم با عشق دوس داشتی و خوشگل جیگرطلای ناناسم خدا بحرفم بعد برمیگردم بقیه ی مطلب رو بنویسم

انشاالله

ابتدا ساعت حدود هفت رسیدیم غریب محله

بعد با دو ماشین حرکت کردیم سمت امامزاده شیخ نور

توی راه هم هیزم جمع کردیم اونجا مشکل هیزم نداژته بازیم

و رسیدیم به شیخ نور

چند خانواده جمعی اونجا بودن، بعد از حدود نیم ساعت این ور اونور یه جا رو انتخاب نمودیم

(مثلا یه جا خوب بود ولی خونواده کنار ما بودن هم واس ما و هم واس اونا سخت بود، یادم رفت بگم ما مردا مجردی رفتیم تفریح، اوهوم اوهوم)

جاتون خالی شب مرغ کباب کردیم و نوش جان نمودیم خداشکر

چراغ همراه که به باطری ماشین وصل میشد همرامان بود

و البت بره ای هم زنده برای فرداش

رفتیم داخل امام زاده نماز خونیدم و دعا و دعا ماشاالله انشاالله همه خوشبخت شن و من و منزل هم همینطور آمین آرامش و خوشبختی و سلامتی آمین ماشاالله

شب هوا بس سرددد بود و خوابیدیم به هر صورت

پاشید بارون شده پاشید بارون شده وسایل و لحاف رو جمع کنید.......

صبح ساعت 5 و چهل دقیقه بارش شدید باران ما را با نوازش باران محبت بیدارمان کرد و البت غافلگیر شدیم و هول که چیکار کنیم پتو وسایلمان خیس نژود

این به اون میگفت چیکار کن اون به این

اصلا یه وضی شده بود

و از خدا کمال تشکر را داریم که راه کاری خوبی را برای قضا نشدن نماز ما ایجاد کرد

اگر خواستیم از خواب بیدار شیم حدود 20 دقیقه میکشید همه از خواب ناز پاژن

بعد از چند دقیقه بارون قطع شد و نماز و صبحونه ...

سید امامزاده آخرای صبحونه مهمون شد

سر صحبت باز شد و رو به پدرم کرد و گفت این خوشگله بعد منو نشون داد این خوشگله بعد دو نفر دیگه رو (کلا منظورش از خوشگلی این بود که تناسب و تقارت و شکل بدن و صورت بقول خودش)

ماشاالله

 

پسرعموم گفت زنش غرغرو و اینا(منظورم مادرم) گفت: اگر غرغرو بود همچین پسری نداژت، هعی وای من ماشاالله

باس ازش بپرسم که در طول زندگیش چی خورد که چشاش اینقد خوب و پر نور میبینه

بعد یکی دیگر مهمان امد و آماده شدیم بریم سمت رودخونه، مکانی به اسم سمبی (sembi)

البت بین دوراهی سمبی سمت راستش رفتیم اومدیم اینجا

 

بعد جاتون خالی چای آتیشی گذاشتیم ماشاالله

بعد گوسفند رو قبل چای ذبح کردیم پوست کندیم

 

میرفتیم میگشتیم دو یا چند نفره یا تنهایی رودخونه رو

بچه ها مشغول ماهی گیری ، ماهی های کوچیک میگفتن با زیرپیراهن و اینا

یه جا بود پرتگاه داشت و کبوترها لونه داشت، و شاهین یا عقاب

عین مستندهای راز بقا

 

 

برفماین تمشککک دستم تمیزه

+یه دوربین تک چشمی دید در شب هم داشتم که سرگرمی جالبی واس همه بودماشاالله

 

بعد خوردن خربزه و چای و ناهار که تموم شد یهو بارون وحشتناک شروع به باریدن کرد...

خداروشکر بعد غذا بود و کنار رودخونه هم بودیم ممکن سیل بیاد

بهرحال خداروشکر سریع وسایل و جمع کردیم پشت نیسان نایلون کشیدیم رومون و بریم که رفتیم

رفتیم سر دوراهی سمبی بچه های کوهنورد فرار از باران سه چهار تا دختر و دو تا پسر با کله و سریع اومدن تو نیسان ما

یه دختره رو جعبه وسایل نشست منم که رو جا صندلی عقب نیسان نشسته بودم دختره سریــع اومد تو برگشت نشست رو پام.. یعنی رو زانوم..، [شکلک نیشخند گذاشتم بحساب خوشحالیم از این اتفاق نذارید.!!]  برام غیر منتظره بود و نمیشد هم تو یه نیم متر جا بگم پاشو خواهر و نمیشد هم بگم خواهش میکنم خواهر ترو خدا پاشو البت میخواستم فرار کنم سمت در میترسیدم پیرهنم از پشت پاره ژه بعد چند ثانیه که جابجا شدن دختره پا شد و نشست چند سانت اونطرف تر رو جعبه وسایل

+بعدا نوشت : شاید سهل انگاری کردم و سریع میگفتم پاشو پاشو رو پامی، اینطوری اسلام صورت خوبی نداشت واسش  که تو اون وضع هوا و شرایط نبود جا ، نمیدونم ( اگر گناهی کردم خدا ببخشه) آمین، ماشاالله. ولی اینطور نبود که مثل مهمونی بیاد رو مبل بشینه، اوضاع هوا قاراش میش بود، از اون بارونا که یهو شدیـــد و دونه درشت میاد و زود قطع میشه، بلا نسبت مثل گوسفند و دولا ریختن تو نیم متر یه متر جا که نصف نیسان توش بار بود و من و پدر و عمو و دو سه نفر دیگه بودیم و سقفشم نایلون کشیده ، شاید اولشم نشست شاید حواسش نبود رو پامه)

چند صد متر که بالاتر رفتیم انگا نزدیک مینی بوسشون پیاده شدن جز یه دختره که میگفت میترسم سیل بیاد و پیاده نشد، و یه پسر که همراش بود که اگر پیاده نشد تنها نباشه تو ماشین، دوستاش میگفتن پیاده شو و اون اصلا پیاده نمیشد [نمیدونم خدا میدونه عشق من اینطوریش کرده بود ژاید ] و میگفت هر جا که برن همراهشون میرم( بنده خدا خیلی ترسیده بود) و میپرسید مینی بوس از این جاده بارون زده بالا میاد؟ میگفتم آره  و هیچی همراهمون تا جلوتر اومد و تو راه میگفت من دیشب پریشب خواب دیدم سیل اومده اینا، یا اینکه میام روستاتون از اونجا ماشین میگیرم و

گفتم فقط سمت رودخونه سیل میاد و خیالت راحت که بالا سیل نمیاد و بیای روستا تا صبح ماشین نمیاد و گفت شب بمونم شوهرم باهلی کوپتر میاد دنبالم بهرحال راضی شد و پیاده شد و بای گفتیم با چشمی اشکبار و دلی لبریز از امید دیدار

چقد طولانی شد توضیح چند دقیقه هم نشینی با دوستان

بعد چون بارونی بود از مسیر دیگه اومدیم غریب محله و جالب بود آشنایی بیشتر با روستایهایی که کم دیدیم و یا ندیدم

خدا رو شکر سفر خوبی بود و یکی از بدیهاش این بود که هر کسی وسا خودش رئیس بود و هر چی میگفت

خداروشکر

ماشاالله

خوشتون اومد؟؟؟

انشاالله قسمت همه و خودتون و ما تفریح و سلامتی و خوشبختی آمین به امید خدا

ماشاالله



برچسب‌ها: شیطنت های مردی که من باشم, بهترین مطالب و نوشته های خنده دار, نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ جمعه 24 مرداد1393 ساعت 20:17 توسط میثم |


پیام رهبر غریب محله (میثم غلامی) به تیم فوتبال غریب محله

غریب محله امسال سه تیم داشت که دو تیم مرحله ی یک چهارم حذف شدند

که البت در مرحله گروهی یک تیم گاوبندی کردند که تیم دیگر غریب محله بیاد بالا

و یک تیم دیروز در فینال نائب قهرمان شد

در پی نائب قهرمانی تیم غریب محله رهبر غریب محله (میثم غلامی) پیامی صادر کردند

متن پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برگردین

میثم غلامی 23 مرداد 1393

 

فوتبال داشت غریب محله قبل از 5 سال پیش که آدم حال میکرد بازیشونو نگاه میکرد، با حفظ احترام الان تیم نیستن که



برچسب‌ها: غریب محله
+ ◄ پنجشنبه 23 مرداد1393 ساعت 13:47 توسط میثم |


عاشقانه با خدا، خدایا عاشقتم، ماشاالله

تو به جای منم داری زجر می کشی

یکی عاشقته که تو عاشقشی

تو به جای منم پر غصه شدی

نذار خسته بشم نگو خسته شدی

نگران منی که نگیره دلم

واسه دیدن تو داره میره دلم

نگران منی مثل بچگیام

تو خودت می دونی

من ازت چی می خوام

مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم

دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره

عوض می کنی زندگیمو

تو یادم دادی عاشقیمو

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم

نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته

تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

 

یه غبار یخی یه ستاره ی سرد

یه شب از همه چی به خدا گله کرد

یک دفعه به خودش همه چی رو سپرد

دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد

 

نگران منی به تو قرصه دلم

تو کنار منی نمی ترسه دلم

بغلم کن ازم همه چیمو بگیر

بذار گریه کنم پیش تو دل سیر

 

مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم

دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره

عوض می کنی زندگیمو

تو یادم دادی عاشقیمو

 

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم

نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته

 

تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

 

ماشاالله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم



برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ پنجشنبه 23 مرداد1393 ساعت 13:0 توسط میثم |


بزرگترین تجربه ی زندگیت رو بنویس



برچسب‌ها: نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ سه شنبه 21 مرداد1393 ساعت 17:46 توسط میثم |


تقوا یعنی چی؟ از زندگیت فیلم بگیرن، میخوام آدم خوبی بشم چیکار کنم؟؟!

تقوا يعني اگر يك هفته مخفيانه از همه كارهاي ما فيلم گرفتند و گفتند اعمال هفته گذشته ات در تلويزيون پخش شده، ناراحت نشويم

 

آیت ا... مجتهدی



برچسب‌ها: بیا فرشته شیم, نوشته های تآمل برانگیز
+ ◄ دوشنبه 20 مرداد1393 ساعت 21:39 توسط میثم |