دهکده ی آرامش
زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مىدانستند [کتاب آسمانی قرآن
"در ادامه مطلب یه تصویر ذهنیه که هیچگاه از یادتون بیرون نمیره!"
کسانی که دوس پسر/دختر دارن هیچوخ...
ادامه مطلب
وبهای دیه ام در سمت چپ، پایین
نام فایل
نوع
فرمت
اندازه
حجم
برای
لینک
آرامش
تصویری
mp4
320*240
16,5m
مبایل+کام
دانلود
آرامش
تصویری
3gp
176*144
3,5m
مبایل
دانلود
دانلود فایل ها بر اساس تاریخ در ادامه مطلب لطفا تو نظر سنجی هم شرکت کنید
ادامه مطلب
دورنگی تو کار ما نیست عشق و صفا پیشه ماست/با اینهمه دوز و کلک، خدا در اندیشه ماست
یکی از نشانه های خوشبختی من اینه که
هر روز زندگی رو تازه میبینم و خداروشکر میکنم
سلام الکم سلام الکم حال شوما
آهنگ وبم توحلقیه ظریفه، اول ببینید حلقتون گنجایش دارد
•تـست هوشتون چند شد؟؟ اصلا زدید؟؟
70-90 کم
90-110 معمولی
110-130 باهوش
130به بالا تیزهوش
من پارسال تست رو زدم حدس بزنید چند شد؟؟
129
1 نمره رو بی خی پس هی وای من تیزهوشم
بوگو ماشالله
•تـو این چند روز دو پیشنهاد تو حلقی داشتم
اول عمه م
عمه م رفته بود ختم پسری که از لحاظ فک کنم (نمیدونم جسمی یا عقلی ناقص) و بعد دو تا عمه هام دختر خوناده رو دیدن و پیش خودشون بریدن و دوختن
بعد من که رفتم خونشون پیشنهاد دادن
جدا از اینکه با خدا و عبادت بودن و چادر که وروردی انتخابه؛ بینید چی تو گلوشون گیر کرده!
میگفت دو تا برادر (ناقص جسمی یا عقلی) داره که یکش فوت رده و اون هم بچه دار نمیشه و دختره تک دختره و نونت میفته تو روغن و ثروتش به تو میرسه و خونه میگیره واست و اینا!!!![]()
امام صادق میگه اگر بخاطر مال یا زیبایی ازدواج کنید خدا شما رو به حال خودتون وا میذاره(تو این مایه ها)
و پیشنهاد دوم از طرف یکی از عموهام بود که وقتی گفت کف از گوشام زد بیرون![]()
![]()
![]()
آخه اون تو اینطور مسائل دخالت نمیکنه!!
خو دیگه پیشنهادش توضیح خاصی نداشت![]()
•مـغازه ای کار داشتم ، صاحب مغازه داشت با تلفن میحرفید
چون کنارش واستاده بودم حرفاشو میشنیدم(خودش میدونست میشنوم)
اینطوری از صحبتاش فهمیدم که
(خواستگار دخترش پشت خطه و دربارش رفتن تحقیق کردن فهمیدن دبیرستان با دختری ارتباط داشته!)
اینطو که معلوم بود پسره پشت تلفن به هر دری میزد واس راضی کردن
و مغازه داره هم میگفت دبیرستان با دختری ارتباط داشتی
انگا پسره بهش میگفت صیغه ش کردم و اینا
و با هزار التماس از پدره خواست که دوباره بیاد ازش تحقیق کنه
و پدر قبول کرد باشه دوباره تحقیق میکنه
این داستان واس چند هفته پیشه و خبری از ازدواجه دختر اون مغازه داره نشد
پس به هم خورد خواستگاریش!
واسه ی یه اشتباه آینده ای رو که میخواست درست کنه خراب شد!!!
فام (فیلسوفانه ای از من) : هر کار خوبی و هر کار بدی جواب داره ، حتی اگر خودتان فراموش کنید!
•"بـه مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزهتر است زيرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است ؛
و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونهاى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد
و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمىيابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بىنياز گرداند
(آیه های 30تا 33 سوره ی نور)
•حـدود یه ساعت پیش نشسته بودم پشت کام، در اطاق به اندازه ی 40 سانت در اطاق باز بود
یهو دیدم رو صندلی ای که نشستم زیر دسته ش یه گنجشکی که نیمه بالغ نشسته![]()

به دستم توجه نکنید، خودم زاویه شو از مچ تغییر دادم بتونم عکس گنجشک خوب شه![]()
آزادش کردما
•این لینک صوتی کتاب مورد علاقمه
دانلود کتاب برای آن به سوی تو می آیم
این کتاب به شما آرامش میدهد
حرف آخر:
عاشقان پنجره باز است اذان میگویند
قبله هم سمت نماز است اذان میگویند
عاشقان هر چه بخواهید بخواهید خجالت نکشید
یار ما بنده نواز است اذان میگویند
اگه میخوای با چلچله یه روزی همسفر بشی / باید ز راز عاشقی همیشه باخبر بشی
با آبـی آسمـونـــا پـروازو از سر بگیری / رو شونه ی ماه بشینی کبوتــر سـحـــــر بشی
حالا که آرزوی ما سـوی خـدا پرزدنه / واسه دلای خستمون چی میشه بال و پر بشیم؟
سلام الکم خوب هستین شوما، شما خوب باژییییییییییییییییید
پریروز با دو پسرعمه و پسرعمو رفتیم جنگل(عباس آباد)
پسرعمه و پسرعمو میخوای برن جنگلی دریایی جایی مخمو میخورن تا راضیم کنن بیام
میگن بدون تو حال نمیده
منو از خونه ی مادربزرگم آوردنم رفتیم جنگل
قلاب ماهیگیری بردیم(از اون قلاب که یه نخ و قلاب به هم وصل کردیم
5 تا قلاب بود به همه میرسید
من که میخواستم زنده بگیرم قوطی آب معدنی که اونجا بود رو از وسط پاره کردمو سرشو با نخ بستم ، توشم سنگ ریختم که سنگین شه بره پاین
پسرعمم دو تایی با قلاب گرفت و من 5 تا گرفتم که دو تاش در رفتن و یکیش نیمه جون بود که دوباره انداختم تو دریاچه
فرامرز چند دقه یه بار بهم میگفت میثم دلم برات تنگ شده بود
بعد رفتیم دو تا قایق پدالی گرفتیم سوار شدیم و یه یه ساعتی تو دریاچه، عین ماشین های شهر بازی دور هم میچرخیدیم و بازی میکردیم، یه چوب کوچیک دیدم تو آب و با فکر mr brain خویش
گفتم چوب رو بندازیم که زودتر میگریه و 20 دقه ایه به این شکل گذروندیم
اینو بگم یا نه که وقتی داشتم ماهی میگرفتم شلوارم از .. جر خورد
کسی رد میشد بر میگشتم سمتش تا بره
شلوغ نبود خداروشکر
و اینکه از موتور جدا نمیشدم که اگر کسی اومد پشتمو کنم به موتور
فقط خندیدن به دارایی مردم به سر آدم نمیاد ها گفنته باژم
این جاده تو راهه از رو موتور گرفتم

اینم خود دریاچه ی عباس آباده

دیروز دانشگاه تو وقت استراحت داشتم به گیسو کامنت میدادم که وقت استراحت تموم شد و استاد اومد سر کلاس، همینطو که داشت درس میداد داشتم نظر مینوشتم
، که دید تو نتم
مهربون اومد سیم تلفنو از پشت 
صدای اسمس گوشیم اومد گفت خواستمم بگم گوشیتو خاموش کن(یا بذا رو ویبره)
گفتم : دلت نیومد؟؟
یه برنامه فلش تست هوشه
39 سواله ، 40 دقیقه زمان دارین
زودتر تمومش کنین تاثیری نداره و تا 40 دقه تموم نشه تست تموم نمیشه
من پارسال یا پیرارسال زدم، جواباش یادم نی، منم سعی میکنم امروز بزنم ببینم
اگر تو کامتون فلش پلیر نصب نیست با کامپلیر بازش کنید
• فام(فیلسوفانه ای از من) : اگر در زندگی تغییر وجود نداشت لازم نبود عمر آدم بیشتر از یک ثانیه باشه!
• تو ادامه مطلب پست ثابت (دوس دختر/پسر) یا فایل خوب گذاشتم، خواستید برید دانلود کنید!
• برنامه ی سمت خدا رو سعی میکنم همیشه ببینم
• تو دستگاه جوجه کشیه جدیدی که درست کردم(عکس دو پست قبل) حدود 90 تایی تخم گذاشتم، دعا کنید جواب بده
+(بعدا نوشت) راستیییییییی!! چندرو پیش دانشگامون همایش کرسی آزاداندیشی حجاب و مدگرایی برگزار شد و من تو بحث شرکت میکردم،و کسایی که صحبت کردن اسمشونو نوشتن و جایزه بدن، دیروز جایزه رو گرفتم، یه تقدیر نامه، یه کتاب ،یه کارت هدیه 10000 هزار تومنی
حرف آخر:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد؟ (سوره ی صف ، آیه ی 2
وقتی حسابی ابریم سر روی شونه ت میذارم / بازم مثل بچگی ها همه ش بهونه میارم
مثل همون بچگی ها که برنمیگرده/میشم همون که دردشو دیگه جزتو به هیشکی نمیگه
میخوام که همیشه اون دعات پشت و پناه من باشه / نگاه مهربون تو گرمی راه من باشه
تولد حضرت مادر(س)
مباااااااااااااارک

روز مادر و زن مبارک ِ همه ی کسایی که برای زن بودنشون ارزش قائلن و افتخار میکنن
این هدیه هم تقدیم به همه ی شما [مادر ، زن ، دختر] 
دانلود مادر من تو یاری و یاور من تو فیلم خواهران غریب
مــــــادر
حضرت زهرا(س) بهترین الگو برای زن هاست
حرف آخر:
(فام): مادر! در این دنیا بیشتر قدم بگذار، بهشتم کهنه نمیشود
هر کس به زبان دل خود زمرمه ساز است / با عشق در آمیخته در راز و نیاز است
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خوانندگان عزیز، خانومای محترم و آقایون گل
اینطور که معلومه مخاطبان خاموش وب چند برابر روشناشن!!
آااقاااااااا
جلسه ی مردونه ی فامیلای مرد پدریم 20 هر ماهه
من دیروز خخخخخخیلیییییییییی زرنگ شدم گفتم به همه اس بدم و اطلاع رسانی کنم که یادشون نره
دیروز اس دادم جلسه این ماه صندوق امشب ساعت هشت و سی منزل فلانی!!
این از این!
بعد دیدم چندتاشون زنگ میزنن بهم(وقتی با گوشی به نت وصلم خط اشغال میزنه و بعد ایرانسل اس میده که فلانی زنگولیده)
با خود اینجانب گفتم که چرا باهم بهم زنگ میزنن!!
تقویمو دیدم!!!
بــــــــــــــــــــلهههههه، دوبراه بگید بچه ها، بــــــــــــــــــــــــــــــــــــلهههههههه
امروز نوزدهمههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد که پسرعمم زنگ زد گوشی رو گرفتم گفتم خودم فهمیدم قضیه از چه قراره
میگفت یکی دیه به اون زنگ زد میپرسید
بعد بهشون اس دادم اشتب شد، فرداشب جلسه است
من کشته مرده ی اطلاع رسانی خودم شدمممممم
جالب اینکه دو تا عموهام چند هفته ایه بیرون شهر کار میکنن و شب همونجا میمونن
اونام حرکت کردند بهشهر
(تو راه بودند که اس اشتب بوده رسید)
رسیدن یکیشون زنگ زد گفت میثم امشب جلسه س؟؟
گفتم نه اشتب شده و اینا
من پررو ادامه دادم بهتر شد خب، یه روز بیشتر استراحت میکنین
جلسه
خونه ی عمه م بود، دختر عمه کوچیکم وقتی منو دید ادبیاتی گفت وقتی جلسه
نیس چرا میگویی جلسه هست ما آمادگی پذیرایی از مهمان را نداریم و اینا
دیشب خواب دیدم تمام اکشن (action)
اول اینو بگم خوندن این خواب برای افراد زیر 20 و 30 سال توصیه نمیشه
داستان از این قراره که یه اژدهایی که دو تا سر داره(مثل گربه سگ کارتونی سر و تهش سر بود) هست و واس گروهیه که واس ترسوندن دیگرون استفاده میشه
بعد این گروه خواستن از بقیه زهرچشم بگیرن و چند تا طعمه آدم آماده کردن
من به طعمه ها شک کردم که این آدمهای طعمه واقعی نیستند و پلاستیکی اند
اژدها اومد بین مردم(که شبیه سالن کوچیکه و جای نشستن داره) میگشت که چند نفرو بگیره
چند تایی که از قبل شک داشتم آدمای ساختگی هستند رفته پیش اونا و با دستش گردنشونو پیچ داده و کنده
بعد که اژدها رفت و مردم داشتن میرفتن بیرون تو جمعیت کمی که بودیم بگو کیو دیدم؟!!
بهنوش رو!
بهنوش بختیاری رو میگم
این بود و انگا شقایق دهقان، با دست چپ و راست دستمو دور گردنشون حلقه کردم
(مثل فوتبالیستا)
گفتم بهنوش
، هر دو جواب دادن بله، بعد خندیدیم که ااا اسم هر دو شون که بهنوشه(انگا اسم دیگری هم بهنوش افتاد تو خواب)
بهر حال، گفتم من به اینا مشکوکم
بعد (پرده ی بعدی) بیرون
یه کوچه بود به عرض حدود سی متر و بلندی شاید 100 متر که کناره هاش دیوارای کوتاه بود
آخر کوچه یه در میله ای به عرض کوچه بود که درش پوشونده بود رفتم پشت در که خرده ای باز بود و دیدم که یه سر(کله) اژدها جداست و اژدها عروسکیه
برگشتم خبر بدم اژدها پلاستیکیه ، همین که برگشتم یه مرده خارجی دیدم که خواستم بگم بهش که فهمیدیم با اونا همدسته و رد شدم ازش که گوشیشو در آورد که به زیردستش خبر بده منو بکشه
و انگا تا ته کوچه رو از کم به زیاد دوییدم زود فرار کنم که زیردستش حدود سر کوچه با اختلاف 7 متری، اسلحه بدست اومده که بهم تیر اندازی کنه
تا منو دید چندتا تیر شلیک کرد
که تیر بهم نخورد من از رو دیوار کناری پریدم اونطرف
من همون لحظه زود خواستم به بهنوش زنگ بزنم
و ماجرای اژدها رو بهش بگم ( که اگه مردم خبر آزدها به بقیه برسه)
به جان مادرم اون لحظه ازش شماره نگرفتم
، شمارش بود تو گوشیم نمیدونم چطوری اومده
، بعد که اون یارو داشت نزدیک میشد نتونستم بزنگم
یه آلونک داشت کنج دیوار رفتم کنج آلونک قائم شدم و اونم اومد پشت در آلونک انگا تهدید میکرد بیام بیرون، یه ماشین دیه هم از همدستاش اومدن و اسلحه بدست
موتوری ای اومد کمکم کنه(اون موتوریه هم من بودم ، خودم به کمک خودم اومدم!
) که وقتی رسیدم کنار الونک خودمو دیدم کنار در که!!!!!! ....
(یعنی من وقتی بیدار شدم از این فکری که کردم کف از گوشام زده بود بیرون
) حدس بزن چه فکری!!!
یه نارنجک که ضامنشو کشیده بودم دستم گرفتم
که اونا نمیتونستن بهم شلیک کنند که در این صورت اونا هم از بین میرفتن
( هنو ادامه ی خوابه ها، فیلم سینمایی بود تا حالا تموم میشد
)
بعد ترک موتور نشستم و با سرعت حرکت کردیم چند تیر شلیک کردن و من نارنجکو پرتاپ کردم، تقریبا همزمان
. . .
ادامه ی این داستان را در برنامه ی بعد خواهدی دید!
خو باژه با اخماتون دل من رو نکشین میگم الان
بعد رسیدم به ریل قطار که سه خط داشت و پشت هم قطار رد میشد
دو قطارکه بر خلاف هم حرکت میکردن بینشون گیر افتادم تا حرکت کنن
حالا! فاصله ی بینشون هم شاید 30 سانت هم نیمشد
حالا چطوری رد شدم خدا میدونه
بعد رفتم رو قطار
قطار در حال حرکت بود و تابلو های آهنی که در مسیر قطار بود رو از لا بلای آهن ها رد میشدم
مثلا همینطو که بهش نزدیک میشدن از بین آهن هاش شیرجه میزدم
بعد رسیدم به خونه ای که اتاق قدیمی داشت، نمیدونم واس خلافکار ها بود چی بود
بعد پدر مادرم اومدن و من واسشون تعریف میکردم که رو قطار این کار و این کار و کردم
و تموم شد خواب من
راستی بهنوش!!!.. که هیچی تموم شد این داستان خوابم ، باور کنین
(در بین این نوشته ها خودم بار ها منفجر از خنده شدم
مطالب دگر >
• یعنی من خاک بر سر اطلاع رسانیم شدم
• خواب رو احیانا خواستید کپی کنید با ذکر منبع باژه![]()
• برید ادامه مطلب عکسهایی گذاشتم و سورپرایز رو
حرف آخر:
خدایا
من بنده ی گناهکار توأم
اگر تو منو از پیشگاهت برونی! به کی پناه ببرم؟!
ادامه مطلب
سیلام الک

میثم در نقش های دگر

اگر ماهی از سال بودم : بهار ، سر سبزی و طراوت
اگر یه روز از هفته بودم : پنجشنبه ، چون روز تولدمه

اگر یک عدد بودم : 7 باحاله و مقدس
اگر جهت بودم : بی جهت

اگر همراه بودم : اگر میخوای یکی همیشه دوستت داشته باشه ، تو بحث و جنجال بهت وفادار بمونه ، در جواب محبتت تشکر کنه ، ازدواج نکن.. سگ بخر

اگر نوشیدنی بودم : چایی که فراموش میشه بخورم و بعد که نرسیده به سردیه
اگر گناه بودم : نبودم

اگر درخت بودم : سرو ، بی بر ولی ایستاده
اگر میوه بودم : الوچه ی ترش ، وووویییییییییییی همین که از دور میبینیش دهن ملچ ملوچ میشه

اگر گل بودم : گل دقه ی 91 فرهاد مجیدی به اون ها

اگر آب و هوا بودم : بارانی و هم آفتابی
اگر رنگ بودم : فیروزه ای .... هم آرامش بخشه هم انرژی میده

اگر پرنده بودم : سیمرغ
اگر صدا بودم : صدای اذان صبح
اگر زن بودم : " .... " چرا نمیذارید حرفمو بگم؟؟!!


اگر فعل بودم : ماضی استمراری پول تو جیبی

اگر زمان بودم : اول صبح ... شروع زندگی
اگر یک فیلم بودم : تسویه حساب ، و خیلی دور خیلی نزدیک

اگر یک خیابان بودم : جاده ای که تمومی نداره
اگر یک پزشک بودم : زنان و زایمان


روم مشکی
ااا میخوام زندگی ببخشم دیگه
اگر پنجره بودم : رو به باغ سرسبز و دلنواز
اگر تاریخ بودم : اشتباهات رو به همه نشون میدادم که دیگه تکرار نکنن!!!!
اگر ساز بودم : صدای زنگ گوسفند گله... وقتی زنگ میاد انگا همه چی آرومه من چقد هستم ، یا صدای آروم رودخونه

اگر کتاب بودم : قرآن
اگر شعر بودم : نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
اگر آرزو بودم : دست نیافتنی بودم

اگر طبیعت بودم : یه جنگل بکر و دست نخورده با یه رود خونه

اگر حس بودم : وقتی که سرده هوا ، تن یهو میلرزه و مو رو تن سیخ میشه و گرم میشه

اگر شکلک بودم :

اگر بازی بودم : تاپ بازی

اگر حیوون بودم : کی حیوونه هان؟!!

اگر فحش بودم : "عمه ننه ی گامبو" (فوش کپی شده از وب خانوم فانتزی)

اگر عشق بودم : نیستم یعنی؟!



اگر جمله ی عاشقانه بودم : همسر عزیزم، م روزی من بودم، اینک همه تویی

اگر خدا بودم : نسل انسان ها رو منقرض میکردم جاش بادکنک جنس چینی میساختم

اگر وسایل آشپزخونه بودم : نمکدون ، بهم میاد

اگر میثم بودم : یعنی میشه میثم شد آیا؟؟!
آره من تونستم میشه تو هم میییییییتونییییییییییییی
بوگو ماشالله
مطالب دگر >
• امروز کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی تو اتاق کامپیوتر امتحان داشتیم، از گوگل تقلب زدم
به بچه ها هم گفتم میتونید از گوگل ببینید
استاد زیر چشمی نیگام کرد ، گفتم استاد این تیزیه دیگه
خواستم اسممو تو حاضرین بنویسم و در راه به بچه ها میگفتم جوابارو ، استاد میگفت نگو، گفتم همه از من میپرسند



اوایل امتحان سر و صدا بود ، یکی گفت ساکت بچه ها ، گفتم میخواد تمرکز کنه

• حدود یه ساعت دیه بازی های همزمان فوتبال داره، باس سایت ورزش 3 رو باز کنم که همزمان گل زدن هشدار بزنه
• بای

حرف آخر :
من هیچوقت فکر نمیکردم یه آدم بتونه اینقد آرامش داشته باشه!!
ماشالله
| Design By : Pichak |





